عطا ملك جوينى
130
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
كرده بودم امّا اكثر حشم خشم گرفتند و چشم بنهادند « 1 » كه ما پيش از امضاى اين انديشه بابتدا ركن الدّين را از دست برداريم ازين سبب عزم زيربالا « 2 » شد ، چون اين سخن ايلچيان « 3 » بسمع همايون ايلخان « 4 » رسانيدند اندك و بسيار تغيّرى در باطن او ظاهر شد « 5 » جواب فرمود كه اولى آن باشد كه ركن الدّين نفس خويش را محافظت نمايد و ايلچى او را باز گردانيد ، چون در اثناى آمدوشد « 6 » رسل محال « 7 » منجنيق محلّ نصب يافته بود و جرّ « 8 » آلات آن به آسانى با يكديگر ضمّ شده روز ديگر را چو خرشيد آن چادر قيرگون * * بدرّيد و از پرده آمد برون
--> ( 1 ) مثل اين ميماند كه « چشم نهادن » بمعنى مصمّم شدن و عزم كردن يا بمعنى تخويف و تهديد كردن باشد و در فرهنگها يافت نشد فليحرّر ، ( 2 ) تنقيط قياسى ، ح : زيربالا ، احتمال قوى ميرود كه اصل متن اينطور بوده است : « و عزم زير زيربالا شد » يعنى عزم فرود آمدن باطل شد و برهم خورد ، و زيربالا ( زير و بالا ) مثل زير و رو و زيروزبر بمعنى خراب شدن و برهم خوردن و باطل شدن كارى است سعدى گويد بالاى چنين اگر در اسلام * * گويند كه هست زير و بالاست يعنى باطل است ، و نسّاخ لابدّ به خيال اينكه كلمهء « زير » دوّم مكرّر است آن را انداختهاند ، - ه : زيروزبر ، ب : زيربدا ، ز : زيربدا ؟ ؟ ؟ ، آ : زيربدا ؟ ؟ ؟ ، ( بنابر آ ب ز لابدّ اصل متن « و عزم زيربدا شد » بوده است و اين هم چندان بد نيست ) ، د : زير با فردا ، ج : به زير آمدن مسدود ، ( 3 ) كذا فى ب ج ز ، باقى نسخ ندارند ، ( 4 ) فقط در آ ( ايلخان ) ، باقى نسخ ندارند ، ( 5 ) ب د ه : نشد ، ( 6 ) ج د ه ز : آمد شد ، ( 7 ) كذا فى آ ب ه ز ( ) ، ج ح : مجال ، د : بر حال ، - احتمال ميرود كه اصل متن « مخل » بوده است و مخل كه كلمهء يونانى است در اصطلاح جرّ الثّقيل بمعنى اهرم است ( يعنى levier بفرانسه ) ، رجوع بمفاتيح العلوم ص 247 و قاموس دزى ، ( 8 ) تنقيط قياسى بقرينهء معادله با نصب و ضمّ ، ح : حر ، آ ج : حس ، باقى نسخ : حسن - و مؤيّد اين تصحيح است اين فقرهء وصّاف ص 35 : « مجاينق و عرّادات بفعل ظاهر حركت نصب يافت و چون اعراب تقديرى در حالت نصب تابع جرّ گشت » ،